تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


#درس_زندگی! :))  

هو الحکیم
 
از پابلو نرودا، ترجمه‌ی احمد شاملو 
 
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
 
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
 
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگ‌‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحب

ادامه مطلب  

یکم  

مدتی‌ست به طور تمام وقت به مرگ فکر می‌کنم. حس خوبی نسبت به زندگی ندارم و علیرغم برنامه‌های زیادی که برای آینده دارم به شکل خیلی عمیق و پرقدرتی نسبت به زنده بودن و حضور و وجود داشتن ناامیدم.
علیرغم این که همیشه مرگ، خودکشی و نبودن در ناخودآگاهم بوده و هست؛ اما به شکل بی‌سابقه‌ای این روزها تشنه مردن و نبودن هستم.
خیلی زیاد و فراوان در انتظار مرگم و حس خیلی خوشایندی نسبت به مرگ دارم.
هیچ وقت چنین حسی نداشته‌ام؛ مردن و خودکشی را در دسترس‌ترین

ادامه مطلب  

مردن  

و همیشه با مردن درگیرم. همیشه فکر میکنم یه اینکه کیا تو مراسم من میان و مراسم  کجاست
کی میمیرم و اصلا چه جوری ؟
کیا راجع به من چیا میگن و کی راضی و کی ناراضی؟
عزیزانم بعد از من چه خواهند شد
و میترسم از تنهایی مرگبار بعد از مرگ و زبان الکن در پیشگاه حضرت حق
خدایا تو را شاهد و ناظر اعمالم میدانم و میدانم که بهتر از هر کسی از هوای دلم اگاهی
 مرا ببخش ای بخشنده و بیامرز ای امرزنده 
و عزیزانم را به تو میسپارم که تو بزرگترین پناهی
و

ادامه مطلب  

خود را زده ام به مردن!..  

نه!
کاری به کار عشق ندارم!
من هیچ چیز و هیچ کسی را
دیگر
در این زمانه دوست ندارم!..
انگار
این روزگار چشم ندارد من و تو را
یک روز
خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا هر چیزی و هر کسی را
که دوست تر بداری
حتی اگر یک نخ سیگار
یا زهرمار باشد
از تو دریغ میکند...
پس من با همه وجودم
خود را زدم به"مردن"
تا روزگار، دیگر
کاری به کار من نداشته باشد
این شعر تازه را هم
ناگفته میگذارم...
تا روزگار بو نبرد...
گفتم که
کاری به کار عشق ندارم!
 .
 .
 .
"قیصر امین پور"
 

ادامه مطلب  

ازدواج ، فرصت ها و چالش ها ....  

چند سال پیش از یکی از همکارا  که تازه ازدواج کرده بود سوال کردم که نظرت راجع به ازدواج چیه ؟ اون گفت که اگه فکر میکنی که تمام کارایی که دوست داری و یا لازمه رو انجام دادی  و دیگه کاری جز مردن نداری که انجام بدی  ، اون وقت برو زن بگیر...
» الان   هرکی از من بپرسه که نظرت راجع به ازدواج چیه ؟ من هم  میگم اگه کاری جز مردن نمونده که انجام نداده باشی   برو زن بگیر
» در همین راستا : 
من مطمینم که بهترین زن دنیا رو هم داشته باشی باز به این نتیجه می رسی 

ادامه مطلب  

یک خاطره از شهید مرتضی آوینی ---معنای زندگی  

مرتضی دل‌بسته بود، ناله‌های شبانه‌اش دردی جانکاه در دل داشت، که با هق‌هق گریه می‌آمیخت.سید بارها و بارها بر ایمان از شهادت گفت: از رفتن به سوی نور، پرواز کردن، بی‌دل شدن، سجده‌گاه خویش را با خون، سرخ نمودن، و راهی بی‌پایان تا اوج هستی انسان گشودن. به یاد دارم که در مورد زندگی و مرگ گفت:« زندگی کردن با مردن معنی می‌یابد، کلید ماجرا در مردن است، نه زندگی کردن».چگونه مردن برایش مهم بود؛ و خداوند آرزویش را به سر منزل مقصود رساند.
منبع : کتاب

ادامه مطلب  

پنجم  

یکبار مردن؛ قطعا و حتما بهتر از هر روز مردن است.
در سخت‌ترین روزهای زتدگی غرقم؛ در ناامیدی و سیاهی و ندانم کاری.
هیچ‌وقت چنین تجربه‌ای را از سر نگذرانده بودم.
حرف‌هایی که نمی‌توان گفت باعث شده احساس خفگی کنم.
حالم خوب نیست و تا امروز هیچ‌وقت این طور حالم بد نبوده.
بد به معنی واقعی کلمه؛ به معنی تمام کلمه؛ به معنی عصاره بد بودن.
به شدت تشنه نبودنم. به شدت دو به شَکم برای اقدام به نبودن. باور هر لحظه‌ایم شده که به سرعت می‌توانم نباشم. مطمنم اص

ادامه مطلب  

:'(  

هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم :'(
❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ 
نه نام کس به زبانم نه در دلم هوسی
به زنده بودنم این بس که میکشم نفسی
❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ 
دل نهادم به صبوری که 
 جز این چاره ندارم..!
❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ ❃ 
مردن فقط با مرگ اتفاق نمی افتد!
مردن گاهی همین زندگیست که
نه تمام میشود نه شروع!!!
 

ادامه مطلب  

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست...  

 
 
این كه حسین فریاد مى‏زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و

ادامه مطلب  

قاطر زرنگ  

در گذشته‌اى دور قاطرى در حال مردن بود. در این وقت گرگى نیز آمد و روبه‌روى او نشست. قاطر رو به گرگ کرد و گفت: اى گرگ! براى چه آمده‌اى و منتظر چه هستی؟ گرگ گفت: منتظر مردن تو هستم تا بعداً تو را بخورم. قاطر گفت: من که مى‌میرم بعدش هم که تو مرا مى‌خوری، نوش ‌جانت ولى از طرفى دلم به حالت مى‌سوزد. گرگ گفت: براى چه؟ قاطر گفت: آخر من نعل‌هاى آهنى دارم و مى‌ترسم نعل‌َهایم دندان‌هاى تو را بشکند. گرگ گفت: نعل چیست و کجاى توست؟ قاطر گفت: نعل‌هایم در کف پا

ادامه مطلب  

دلنوشته  

✨سلام مولای غریبم✨
 
صدها گله پیش یار بردن عشق است
با عشق تو چوب طعنه خوردن عشق است
 
ای قلب تپنده ی جهان یا مهدی(عج)
یکبار تو را دیدن و مردن عشق است
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب  

انتظار  

✨سلام مولای غریبم✨
 
صدها گله پیش یار بردن عشق است
با عشق تو چوب طعنه خوردن عشق است
 
ای قلب تپنده ی جهان یا مهدی(عج)
یکبار تو را دیدن و مردن عشق است
 
 
 
 
 

ادامه مطلب  

والماست و المرباي تين!  

دیالوگی هست كه می گوید هیچ چیز ارزش مردن ندارد. هر روز بی احساسی و افسوس گذشته و نداشته ها را خوردن، نوعی هر روز جان دادن است. هر روز هم كه در خانه را باز نمی كنیم ببینیم كسی در هیبت پاپانوئل جعبه ای به سمت ما دراز كند و آرزوهایمان را تقدیم كند و هاها بخندد!ماست را طرلان، از روستاهای مشكین شهر برایم آورده است. طرلان پیر است و خمیده، نوه اش می گوید برای هركدام تان، ماست كوزه ای انداخته و یك شیشه دوغ كنار گذاشته است. ماست را با قیماق چرب و خوشمزه اش

ادامه مطلب  

مرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ  

روز مرگم اشک را پیدا کنید
روی قلبم عشق را پیدا کنید
روز مرگم خاک را باور کنید
روی قبرم لاله را پرپر کنید
خانه را وقف نیلوفر کنید
پیکرم را غرق در شبنم کنید
روز مرگم دوست را دعوت کنید
 
بعد مرگم خنده را سر کنید
رفتنم را ای دوستان باور کنید
 
 
 
 


البته 17 سالمه
 
 

 

ادامه مطلب  

روزای خاص تقویم  

تا یادمه روزای خاص تقویم بدترین روزا بوده در حد کابوس حتی.....
چقد زندگی برام غیرعادیه همه روزای تعطیل رو دوست دارن به دلایل مختلف یکی به خاطر استراحت یکی به خاطر جمع خونواده یکی به خاطر تفریح و...... 
من متنفرم از روزای تعطیل هیچ هدفی هیچ برنامه ندارم اگرهم باشه تا اون روز شروع بشه کل برنامه و هدفم سرکوب میشه....... 
دست اونایی که عوامل این سرکوبی هستن درد نکنه و خدا از عوامل این عوامل نگذره...... 
گفتم خدا......
یه عادت لفظی هس دیگه اگه نه خیلی وقته نه م

ادامه مطلب  

 

-ببین،کابوس اسکیزوفرنیا، گم کردن واقعیته!تصور کن...یهو متوجه بشی که آدم ها، مکان ها و لحظاتی که برات بیشترین اهمیت رو داشتن...نه از بین رفتن و نه مردن؛ بلکه بدتر از اون،هرگز وجود نداشتن!چه دنیای جهنمی میتونه باشه؟#نمیفهمی :)))

ادامه مطلب  

 

به قول ه سارا , 
وقتی آخرین ارزوی یه پسر 12 ساله اینه که میگه " لطفا منو با گلوله بکشید !" و بعد به وحشیانه ترین شکل ممکن میکشنش, ینی این کاری که ما داریم میکنیم زندگی نیست . ینی ادما خیلی وقته مردن . ینی دنیا به اخر رسیده . این دیگه تهشه. 
 
#درد مند 

ادامه مطلب  

ایجاد  

چه سخت است مردن و زنده شدن ، به امید پروانگی 
و چه سخت است در طلب پروانه شدن بودن و شب پره شدن
اما دردناک ترین بخش ماجرا تفاوت بین شدن ها و بودن هاست .
اگر باشیم ، نشده ایم و اگر بشویم بودنی دوباره است اگر تحولی صورت نگیرد ....
 
این روز ها یافتن رمز تغییر دغدغه ام شده 
آیا خواهم یافت ؟

ادامه مطلب  

آرزوی یک طرف  

طرف میره حرم امام رضا، نامه می نویسه :
 
یا امام رضا به من ماشین بده، خونه بده ، پول و ثروت بده،
بچه هامو سروسامون بده، بعد بمیرم!! ☺️
 
 
 
 
 
 
 
از حرم که میره بیرون تصادف میکنه، درحال مردن میگه: 
 
یا امام رضا، داری از آخر میخونی

ادامه مطلب  

پر از.......  

پر از حرفم .....پر از درد....پر از اندوه..... پر از گله و شکایت......................
پر از اشکم..........پر از بغض..........پر از هق هق.......
پر از.......
پر از همه چی و همه چی ........پر بودن اندازه تمام زندگی ام .....
کل زندگی ام صرف این پر شدن ها شده آنقدری که فرصت هیچ چیز دیگری را ندارم دیگر ............
روز به روز این پر شدن ها جایگزین همه چیزم  شده حتی نفس کشیدن......
من اکنون هر روز بیشتر از دیروز راضی ام به مردن ولی هنوز هم که هنوز است حکمت این زندگی را نمی فهمم.....

ادامه مطلب  

جدایی مثل مرگ  

این همه اضطراب و تشویش برای جدایی دو تا آدم از کجا می آد. برای من همیشه قطع روابط عاطفی مثل مرگ یک عزیز بوده. یادم می اد تو عشقای دوران جاهلیتمم وقتی یکی رو از دست می دادم همیشه واسم به معنای مردن اون آدم بوده. مردن برگشت نا پذیره و به همین خاطر داغون کنندست. این روزا مینو تو بد برزخیه. از یک طرف احساس می کنم دایی واقعا نمی خوادش و از طرف دیگه تلاش های مینو رو برای نگه داشتن زندگیش با تمام سلول های بدنم حس می کنم. این حسه اونقدر قویه که از دیشب احسا

ادامه مطلب  

 

آیت الله  جوادی آملی در سخنانی اظهار داشتند: مرگ یك امر عادی نیست هیچ دردی به اندازه درد مرگ نیست. همین مرگ كه هیچ دردی به اندازه درد مرگ نیست طبق نقل مرحوم كلینی در كافی فرمود: هیچ لذّتی برای مؤمن به اندازه لذّت مردن نیست زیرا انسان با مشاهده اهل بیت(علیهم السلام) از تمام بدن خود غافل است.وقتی انسان توجه‌اش از بدن گرفته بشود این بدن را ارباً اربا هم بكنی دردی ندارد. چرا در اتاق عمل وقتی كه اعضا و جوارح این شخص را مثلاً وقتی عمل قلب یا عمل دیگر

ادامه مطلب  

عنوان رفته برف بازی ❄______❄  

 سلام 
 من یه شخصیت دارم به اسم مرویس که مامان و باباش وقتی مرویس بچه بود  مردن و اون تنها زندگی میکنه.مامان و باباش فقیر بودن .  اون یه دختر جادویی هستش .چون مامان و باباش مردن و اون غصه های زیادی رو خورده اگه بازم ناراحت بشه میمیره.موهای مرویس یه طرفش زرد و یه طرفش ابیه و چشماش نارنجی و رنگ بدنش سفیده.رنگ نارنجی چشماش به معنی غروب و رنگ ابی موهاش به معنی شب و رنگ زرد موهاش به معنی روز هستش.اگه دلش بشکنه و ناراحت بشه رنگ موهاش از بین میره و مروی

ادامه مطلب  

 

چقدر رود به نبودنم عادت کردی! نبودن من برایت مانند نبودن آب در گلدان گل رز است. گل رز بی آب هم زیباست. چون تو زیبایی و کامل به بودن من نیازی نیست. آنکه محتاج نگاه مهربان توست منم . منی که از خودم چیزی نمانده جز نام و عشق تو عزیزم . دلم برای دوست داشتن هایمان تنک شده.
یادته روزی بهم میگفتی که بی تو میمیرم
حال معنی مردن بی من را فهمیدم
صد بار دلم را گفتم بسه اما...

ادامه مطلب  

گذر و نجوم  

گذر در اصطلاح نجوم هنگامیست كه جرم كوچكتری از جرم بزرگتری از آسمان عبور میكند.حالا ما آن جرم كوچكتریم و آن جرم بزرگتر اتفاقات و بحران هایمان.اگر این دوره های گذرمان نباشد آن موقع است كه به آرامى آغاز به مردن میكنیم...همین گذر هاست كه توى دل و مغز آدم طوفان ایجاد میكند و شاید به همین خاطر است كه خیلی ها از آن حذر میكنند

ادامه مطلب  

نگار ...  

In d name of d 1, who's d best FRIEND of mine
 
 نگار تازه خیز من! کجایی؟ آی کجایی؟به چشمان سرمه ریز من! کجایی؟ آی کجایی؟نفس بر سینه‌ی عاشق رسیده، آی رسیدهدم مردن، عزیز من! کجایی؟ آی کجایی؟بمیرم تا تو چشم تر نبینیشرارِ آه پرآذر نبینیچُنان از آتش عشقت بسوزمکه از من رنگ خاکستر نبینیبه والله که جانانم تویی توبه سلطان عرب آی جانم تویی توتو دوری از برم دل در برم نیستهوای دیگری اندر سرم نیستنگار تازه خیز من کجایی آی کجاییبه چشمان سرمه ریز من کجایی آی کجایینفس بر سین

ادامه مطلب  

بوی گل رز  

 
روی تختۀ کلاس نوشته شده بود :
آنها که می‌دانند چیزی نمی‌گویند
و آنها که می‌گویند هیچ نمی‌دانند .
وقتی استاد وارد شد بچه‌ها از او پرسیدند این جـمـلـه یعنی چه ؟
استاد گفت کدامتان بوی گل رز
را می‌شناسید؟ همه می‌شناختند
سپس گفت آنرا باکلمات بیان کنید
همه ساکت بودند ..
از صحبت و جنگ و جدل دست بردارید
فقط و فقط خود و خدا را بشناسید، برای آسوده زندگی کردن و مردن همین کافیست.

ادامه مطلب  

 

مرضی گف ماهی یاد ماهی فایترم افتادم... بیچاره نمیدونم چش شد.. از دس من خسته شد یا از تلخی روزگار... خودشو دو سه روز زده بود ب مردن..
میدونستم زنده اس ها... چون اک میمرد باس میومد روی اب...ولی زیر اب بود... س روز ساکن و بی حرکت زیر اب مونده بود...
منم گفتم لابد میخاد بمیره ... انداختمش سطل اشغال...  :|
غذاشم همیشه میدادم ها...بیشتر از اون چیزی ک یارو مغازه داره گفته بود...
چقدم خشگل بود... طلایی بود با باله های بزرگ...
هعی  -_-
اصن میرم یکی دیگه میخرم ببینم اینم همی

ادامه مطلب  

فاتحه...  

ارزش..  

همیشه به اینجا که میرسم...مغزم شروع میکنه با سرعت نور پردازش کردن...همه چی رو میبینه.. مثل اولین باری که ودیسکی خوردم..همه چیز و از بالا میدید....همه چیز و انگا یه جور دیگه درک می کرد....مثل فیلم lucy....
اینجور وقتا یه از خودم میپرسم ارزشش و داره....و مغزم میتونه عین لحظه مردن 1 سال رو تو 5 ثانیه بیاره جلو چشمام.....
 
اون وقته که من معلق میشم..جواب خودم و میگیرم و باز معلق میشم...میفهمی.. معلق...

ادامه مطلب  

فاز نوشتن!  

سلام  :) 
من چقدر پارسال اینجا مینوشتنم شرح حالم رو ولی امسال هیچی! البته پارسال پر از سوژه بود :) و الان فقط منم و اتاقم!و فقط دو هفته ای یه بار رفتن به حوزه قلمچی وباز منو اتاقم!
خب آزمون امروز بهتر از دوتای قبلی بود! مشکل من برقرار نکردن تعادل بین اختصاصی و عمومی هست همش اختصاصی میخونم یهو به خودم میام میبینم عه هیچی عمومی نخوندم بعد اختصاصیا رو ول میکنم که عمومی بخونم بعد حوصله عمومی ندارم از اون ورم برم اختصاصی بخونم استرس عمومیا میگیرتم و

ادامه مطلب  

بنام اوکه گرحکم کند محکومیم...  

سلام مهربانم...
امروز سالهاازنبودنت میگذرد...شاید این سالها برای من سالها باشد هرچند زمان زیادی نگذشته است...اما من به اندازه ی سالها پیرشده ام...
از وقتی که تورفتی من هم رفتم ... از این دنیا..ازاین زندگی...
می دانی؟
مردن بدی ست وقتی روح در بدن نباشد و جسم زندگی کند...
مرارهاکردی تا بروم دنبال خوشبختی اما خوشبختی هایم را نیزباخودت بردی ...
وحالا 
.
.
ازمن فقط جنازه ای باقی ست،که ازبخت بد نفس می کشد...
 

ادامه مطلب  

آموزه  

آرزو نکردن برابر است با مردن یا دست‌کم در سرزمین مردگان ساکن شدن. ویژگی دیگر سیری و دلزدگی‌ست: آرزو ها فقط عبارتند از فشارهایی که فرد را به‌سوی ارضای نهایی و برطرف شدن نیاز می‌رانند...در جایی که همه‌ی آرزوها برآورده شده، پوچی، خلأ و بیهودگی در اوج است. زیرا این به معنای آن است که فرد دیگر آرزو نمی‌کند.
 
رولو می

ادامه مطلب  

ابرها را خود کنار بزن!  

گاهی از پنجره ی قلب خود ابرها را میبینی 
که نسیم روزگار آن هارا به سمت تو هل می دهد
همان ابرهای طوفان زا که طوفان حوادث راه می اندازند
با دیدن ابرها نباید گریه کرد ،ترسید و بدتر از همه فرار کرد 
چون باد روزگار همیشه می وزد حال هرجای دنیا که  باشی 
با دیدن ابرها باید دست به کار شوی 
و با چوب عقلت ابرهارا کنار بزنی و ترس مردن را نداشته باشی زیرا که 
انسان ترسو مردنیست 
سارا.ف 

ادامه مطلب  

تولـــــد مـــــن  

روز تولد منمیلادبی کسی بودکابوس مردن عشقتو خواب اطلسی بود روز تولد مندل از ترانه ترسیدرازقی تو غبار تن پوش کوچه پوسیدروز تولد منبانوی من سفرکردرفت و به پاس عشقش ترک ی همسفرکردروز تولد منمأوای من قفس شدبرگای پائیز عشقاسیرخاروخس شدروز تولد مناردیبهشت سال من مردعاشق تو دوبارهخنجربی کسی خورد ...

ادامه مطلب  

واژه های سرد  

ترانه هام  همه سردن
همه از تو چقدر دورن
همه خسته،همه تنها
همه دلتنگ و بی شورن
اون روزا که با هم بودیم
همه شعرام هوایی داشت
تمام  واژه ها عاشق
همه رنگ خدایی داشت
ولی حالا که تو رفتی
دیگه بی تو نمی تونن
تمام واژه ها  مردن 
دیگه از عشق نمیخونن
همه شعرا که من میگم
پر از دلتنگی و  درده
همه بی رنگ ودلگیرن
تمام واژه ها سرده
نمی خوام ناامید باشم
میدونم  بر میگردی  تو
برام میگی جدا از  من
چطوری سر میکردی تو
 
(عشق هر غیر ممکنی رو ممکن میکنه) 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1